|
من در ورای یک لذت خام متولد شدم
و در مرگ زیستم در کنار فهمی عجیب به ابلهانه بودن خود پی بردم روح سرد و رطوبت زده ام خالی شد از اعتماد من دیگر هیچ کس را نمی شناسم و در حوالی خودم کسی را راه نخواهم داد. خطوط درهم زندگی ام را پاک کردم مثل حسی کاشته شده در ادراکم. شعورم ته کشیده است..... از انسانها دور شدم و اینک ابلهم و لبریز از افکار ابلهانه که به آنها می بالم و قسم یاد می کنم که ابله بمانم + نوشته شده در 8 PM توسط ا بـــــلــــه |
|
| |||||